صهبای حج

از ویکی اسراء
پرش به: ناوبری، جستجو
Download.jpg

حج در قرآن و سنت

١. حج با كرامت ويژه‌اى كه دارد عهدى الهى است كه بدان تشرف جُسته مى‌شود. از اين‌رو تعبير از وجوب آن به زبان ميثاق و عهد مخصوص الهى است؛ وَ لِلّٰهِ عَلَى النّٰاسِ حِجُّ الْبَيْتِ . ١ نظير چنين عهدى كه در آن كلمۀ مركب از لام (ل‍-ِ) و اسم جلاله آمده و بر متعلق خود مقدم شده باشد، در عبادات ديگر سابقه ندارد. خداوند دربارۀ روزه فرمود: روزه براى من است؛ «الصومُ لى وأَنَا أجزى عليه» ، ٢ و حج واجد روزه است؛ زيرا حج‌گزارى كه قربانى نيابد، بايد سه روز در حج و هفت روز پس از بازگشت، روزه بگيرد؛ ...فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيٰامُ ثَلاٰثَةِ أَيّٰامٍ فِي الْحَجِّ وَ سَبْعَةٍ إِذٰا رَجَعْتُمْ . ٣ همچنين در حج، طواف تشريع شده كه خودْ نماز است؛

نكاتى دربارۀ خطاب الهى ويژۀ حج

آيۀ وَ لِلّٰهِ عَلَى النّٰاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً ، ۵ وجوب حجّ را با تأكيدهاى فراوانى ذكر مى‌كند كه به برخى از آنها اشاره مى‌شود: الف. جملۀ مذكور خبرى است، كه دلالت آن بر انشا قوى‌تر از دلالت جملۀ انشايى بر آن است. ب. جملۀ ياد شده اسميه است، كه تأكيد آن بر معناى «ثبوت» بيشتر و دلالت آن را جملۀ خبريۀ فعليه قوى‌تر است. ج. با «لامِ» تكليف - در كلمۀ «لِلّه» كه به سبب اهميت آن، بر مبتدا (حِجّ) مقدم شده است - وجود را بيان مى‌كند.

ويژگى‌هاى كتاب

کتاب «جرعه ای از صهبای حج» که گزیده ای از مباحث گسترده کتاب «صهبای حج» آیت الله جوادی آملی است می تواند توشه مفید و ارزشمندی برای زائرین حرم امن الهی و دیگر علاقمندان به مباحث معرفتی حج باشد.

سيماى حج در روايات

حج، به سبب برخوردارى از سنن و اسرار فراوان از مهم‌ترين مظاهر اسلام است. از اين‌رو احاديث فراوان دربارۀ اهميت، جايگاه، ابعاد گوناگون و اسرار تشريع آن از پيشوايان معصوم دين(عليهم السلام) وارد شده كه در اينجا برخى از آنها نقل مى‌شود: ١. رسول اكرم به شخص ثروتمندى كه موفق به حضور در مراسم حج نشده بود فرمود: به كوه ابوقبيس بنگر. اگر به اندازۀ اين كوه طلاى سرخ داشته باشى و آن را در راه خدا انفاق كنى هرگز به پاداش حج‌گزاران، دست نخواهى يافت؛ « انْظُرْ إلى أبى‌قُبَيْس، فَلَوْ أَنَّ أباقُبَيْسِ لَك ذهبةٌ حمراءُ أَنفقتَهُ فى سبيلِ الله ما بَلَغْتَ به ما يَبلُغُ الحاجُّ ». سپس فرمود: حج‌گزار چون مقدمات سفر خود را آماده كند چيزى بر نمى‌دارد و چيزى نمى‌نهد مگر آنكه خداوند ده حسنه براى او ثبت و ده سيّئه از او محو مى‌كند و ده درجه او را بالا مى‌برد. پس چون بر مركب خود سوار شود، مركبش گامى بر نمى‌دارد و گامى نمى‌نهد مگر آنكه خداوند باز براى او چنان مى‌كند. پس خود به گرد كعبه طواف مى‌كند از گناهان خود بيرون مى‌آيد و چون بين صفا و مروه سعى كند از گناهانش به در مى‌آيد و چون در عرفات توقّف كند از گناهانش خارج مى‌شود و چون در مشعرالحرام توقف كند از گناهانش برون مى‌آيد و چون رمى جمره كند از گناهانش خارج مى‌شود